خرید بک لینک
ریاضیم افتضاحه و به شدت نمره معدلمو میاره پایین.و این روحیمو بدتر میکنه که همه امتحانامو به شدت خوندم و با اونایی که اصلا نمیخوندن یکی میشم شایدم پایین تر. حالم از ریاضی بهم میخوره و هر زمانی که مجبورادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 6:57

تمام عکسایی که طی چن سال جمع کرده بودم تو فایلم همشو اشتباهی پاک کردم...

تا وقتی وقت نکنم برم از توی سطل زباله پیداشون نکنم، فکرم اروم نمیشه...

خیلی عصباننیم از دست خودم

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 6:57

"از حال بد به حال خوب" نویسنده: دیوید برنز برگران:مهدی قراچه داغی نشر آسیم بخش اول: شناخت روحیه 10 خطای شناختی: 1.تفکر هیچ یا همه چیز: همه چیز را سفید و در غیر اینصورت سیاه می بینیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 6:57

خسته شدم. ديگه حوصله درس خوندن ندارم. مخصوصا که شبا باید بیدار بمونم و ریاضی و علوم بخونم کلافم میکنه.

مشکلم اينه که در طول روز تمام وقتمو تلف میکنم.ینی يه کار يه ساعته رو چند ساعت طولش ميدم. بعد شب دهنم سرویس ميشه.

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

همه چی اونجوري که فک میکنم نیست...

امروز بازم به طور عجیب و غریبی از خطر جستیم... حالا میفهمم همیشه همه چی به اون بدی که تو فکرمه نميشه...
-

چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۶ - 13:22 - sepideh

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

یا امام علی که این ریاضیای مبتکران مگه تموم ميشه... هي بنویس هي بنویس تازه اونم رو نویسی... (هرچند خیلیاشو يه چیزایی حاليم ميشه) ای خدا کی ميشه من آزاد بشم؟ ینی امکان داره با این همه رسوایی نمونه قبول شم؟ معلومه که نه... خنده داره...ای پروردگارا من قول میدهم سعی کنم نماز بخوانم و دوستت داشته باشم و به تو برگردم، توهم در عوض کمکم کن تا صب بتوانم بیدار بمانم و مشق های مبتکران لعنتی ام را تمام کنم..تازه انقد پرتوقع ام ميخوام بعد از اينا تست علوم بزنم... حالا یا خدا که فردا نگه توکه اينارو بلدی بیا پای تخته... (کابوس شب های آشفته ام و شوریده سر بودنم) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

وای گل عزیزم. تا همین دیروز داشت برگ و گل جدید ميداد، الان که رفتم دیدم، همه برگاش داشتن پژمرده میشدن...

چرا همش گلای من میمیرن... کاکتوس، قاشقی، سانسوریا حالا هم که اسپاتی قشنگم...

همش برگاش مياد جلو چشمم و گریم ميگيره... شب که با اون حالت اسفناک دیدمش گریه کردم بعدشم خیلی بی حوصله بودم...

روز بعد بردمش ×ایین و دیگه هر کاری میکردم گریه ام بند نمی اومد از غصه...

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

سلام.

من تیزهوشان قبول شدممممم... 

باورم نميشه 

خداجون عاشقتم 

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

تا حالا خيليا به من گفتن تو آدم عجیبی هستی...تا حدودیم درسته البته...

چون از خیلی چیزایی که بیشتر مردم خوششون مياد من زیاد برام جالب نیست...

ميخواستم از هرکسی که يه سری به وبلاگم ميزنه درمورد تفریح و اوقات

فراغت نظرشونو بنويسن... یعنی يه تفریحی که معمولا

انجام ميدين تو اوقات فراغت و دوسش دارینو بهم پیشنهاد کنین...

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

تمام زندگيمو عوضی رفتم. حماقت کلی حماقت کلی. آخرین فرصتمو از دست دادم.دیگه نميتونم جمعش کنم.دیگه هیچ وقت نميتونم. ای کاش مرده بودم. ای کاش اصن من، من نبودم. ای کاش به دنیا نيومده بودم. من خیلی احمقم اشتباه کردم اشتباه اشتباه اشتباه

-

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

تا حالا خيليا به من گفتن تو آدم عجیبی هستی...تا حدودیم درسته البته...

چون از خیلی چیزایی که بیشتر مردم خوششون مياد من زیاد برام جالب نیست...

ميخواستم از هرکسی که يه سری به وبلاگم ميزنه درمورد تفریح و اوقات

فراغت نظرشونو بنويسن... یعنی يه تفریحی که معمولا

انجام ميدين تو اوقات فراغت و دوسش دارینو بهم پیشنهاد کنین...

برچسب: شادی, نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:06

تمام زندگيمو عوضی رفتم. حماقت کلی حماقت کلی. آخرین فرصتمو از دست دادم.دیگه نميتونم جمعش کنم.دیگه هیچ وقت نميتونم. ای کاش مرده بودم. ای کاش اصن من، من نبودم. ای کاش به دنیا نيومده بودم. من خیلی احمقم اشتباه کردم اشتباه اشتباه اشتباه

-

برچسب: تباهی, نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:06

سلام.

من تیزهوشان قبول شدممممم...

باورم نميشه

خداجون عاشقتم

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 22:46

امتحان سخت دوشنبه یک لحظه از ذهنم پاک نمیشه ولی من دوشنبه نمیرم مدرسسه حالا میخواد بهم 20 بده میخوا 0 بده... دیگه داره اعصابم داغون میشه ای باباالبته خیلی ضایعس و مطئنم میفهمه به خاطر امتحان غیبت کردم ولی دیگه اینم برام مهم نیست... تنها چیزی که بعد از سه سال هنوز باهاش کنار نیومدم اینه که نمره هاروادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 0:34

آه خدای من...بدتر از این نمشید که فردا که امتحان یاضی داریم امکتحان لیسینینگ هماهنگ زبان هم داشته باشیم که مجبور بشم برم...حتی فرارم نمیتونم بکنم...ای خدا چقد ازت دورم شایدم تو از من دوری نمیدونم...این روزا فقط مامانمو دارم تو کجای چرا به فریادم نمیرسی...چرا منو دوست نداری چرا کمکم نمیکنی ...من نمیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 0:34

صفحه بندی